گنج

بخش ۴۸ - یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ی۶ بیت
یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نیجام می در دست من مینای می در دست وی
درکنار آئی خزان ما زند رنگ بهارورنیا ئی فرودین افسرده تر گردد ز دی
بیتو جان من چو آن سازی که تارش در گسستدر حضور از سینهٔ من نغمه خیزد پی به پی
آنچه من در بزم شوق آورده ام دانی که چیست؟یک چمن گل یک نیستان ناله یک خمخانه می
زنده کن باز آن محبت را که از نیروی اوبوریای ره نشینی در فتد با تخت کی
دوستان خرم که بر منزل رسید آواره ئیمن پریشان جاده های علم و دانش کرده طی