بخش ۱۳۰ - باز این عالم دیرینه جوان میبایست
باز این عالم دیرینه جوان میبایستبرگ کاهش صفت کوه گران میبایست
کف خاکی که نگاه همهبین پیدا کرددر ضمیرش جگر آلوده فغان میبایست
این مه و مهر کهن راه به جایی نبرندانجم تازه به تعمیر جهان میبایست
هر نگاری که مرا پیش نظر میآیدخوش نگاریست ولی خوشتر از آن میبایست
گفت یزدان که چنین است و دگر هیچ مگوگفت آدم که چنین است چنان میبایست