گنج

بخش ۱۲۲ - ترا نادان امید غمگساریها ز افرنگ است

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: نگاست۷ بیت
ترا نادان امید غمگساریها ز افرنگ استدل شاهین نسوزد بهر آن مرغی که در چنگ است
پشیمان شو اگر لعلی ز میراث پدر خواهیکجا عیش برون آوردن لعلی که در سنگ است
سخن از بود و نابود جهان با من چه میگوئیمن این دانم که من هستم ندانم این چه نیرنگ است
درین میخانه هر مینا ز بیم محتسب لرزدمگر یک شیشهٔ عاشق که از وی لرزه بر سنگ است
خودی را پرده میگوئی بگو من با تو این گویممزن این پرده را چاکی که دامان نگه تنگ است
کهن شاخی که زیر سایه او پر بر آوردییچو برگش ریخت از وی آشیان برداشتن ننگ است
غزل آن گو که فطرت ساز خود را پرده گرداندچه آید زان غزل خوانی که با فطرت هماهنگ است