گنج

بخش ۲۶۹ - نیچه

گر نوا خواهی ز پیش او گریزدر نی کلکش غریو تندر است
نیشتر اندر دل مغرب فشرددستش از خونِ چلیپا احمر است
آنکه بر طرح حرم بتخانه ساختقلب او مؤمن دماغش کافر است
خویش را در نار آن نمرود سوززانکه بستان خلیل از آذر است