گنج

بخش ۲۴۶ - سوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل است

سوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل استاین شمع را فروغ ز پروانهٔ دل است
مشت گلیم و ذوق فغانی نداشتیمغوغای ما ز گردش پیمانهٔ دل است
این تیره خاکدان که جهان نام کرده ئیفرسوده پیکری ز صنم خانهٔ دل است
اندر رصد نشسته حکیم ستاره بیندر جستجوی سرحد ویرانهٔ دل است
لاهوتیان اسیر کمند نگاه اوصوفی هلاک شیوه ترکانهٔ دل است
محمود غزنوی که صنم خانه ها شکستزناری بتان صنم خانهٔ دل است
غافل تری ز مرد مسلمان ندیده امدل در میان سینه و بیگانهٔ دل است