گنج

بخش ۲۳۸ - به شاخ زندگی ما نمی ز تشنه لبی است

به شاخ زندگی ما نمی ز تشنه لبی استتلاش چشمهٔ حیوان دلیل کم طلبی است
حدیث دل به که گویم چه راه بر گیرمکه آه بی اثر است و نگاه بی ادبی است
غزل به زمزمه خوان پرده پست تر گردانهنوز نالهٔ مرغان نوای زیر لبی است
متاع قافلهٔ ما حجازیان بردندولی زبان نگشائی که یار ما عربی است
نهال ترک ز برق فرنگ بار آوردظهور مصطفوی را بهانه بولهبی است
مسنج معنی من در عیار هند و عجمکه اصل این گهر از گریه های نیم شبی است
بیا که من ز خم پیر روم آوردممی سخن که جوان تر ز باده عنبی است