گنج

بخش ۲۲۶ - از ما بگو سلامی آن ترک تند خو را

از ما بگو سلامی آن ترک تند خو راکاتش زد از نگاهی یک شهر آرزو را
این نکته را شناسد آندل که دردمند استمن گرچه توبه گفتم نشکسته ام سبو را
ای بلبل از وفایش صد بار با تو گفتم تو در کنار گیری باز این رمیده بو را
رمز حیات جوئی جز در تپش نیابیدر قلزم آرمیدن ننگ است آب جو را
شادم که عاشقان را سوز دوام دادیدرمان نیافریدی آزار جستجو را
گفتی مجو وصالم بالا تر از خیالمعذر نو آفریدی اشک بهانه جو را
از ناله بر گلستان آشوب محشر آورتا دم به سینه پیچد مگذار های و هو را