گنج

بخش ۲۲۱ - خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را

خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز رانغمهٔ تازه یاد ده مرغ نوا طراز را
جاده ز خون رهروان تختهٔ لاله در بهارناز که راه میزند قافله نیاز را
دیدهٔ خوابناک او گر به چمن گشوده ئیرخصت یک نظر بده نرگس نیم باز را
حرف نگفتهٔ شما بر لب کودکان رسیداز من بی زبان بگو خلوتیان راز را
سجدهٔ تو بر آورد از دل کافران خروشایکه دراز تر کنی پیش کسان نماز را
گرچه متاع عشق را عقل بهای کم نهدمن ندهم به تخت جم آه جگر گداز را
برهمنی به غزنوی گفت کرامتم نگرتو که صنم شکسته ئی بنده شدی ایاز را