بخش ۱۸۷ - محاورهٔ ما بین خدا و انسان
خدا:
جهان را ز یک آب و گل آفریدمتو ایران و تاتار و زنگ آفریدی
من از خاک پولاد ناب آفریدمتو شمشیر و تیر و تفنگ آفریدی
تبر آفریدی نهال چمن راقفس ساختی طایر نغمه زن را
انسان:
تو شب آفریدی چراغ آفریدمسفال آفریدی ایاغ آفریدم
بیابان و کهسار و راغ آفریدیخیابان و گلزار و باغ آفریدم
من آنم که از سنگ آئینه سازممن آنم که از زهر نوشینه سازم