گنج

بخش ۶ - لا اله الا الله

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۳۴ بیت
نکته ئی میگویم از مردان حالامتان را «لا» جلال «الا» جمال
لا و الا احتساب کائناتلا و الا فتح باب کائنات
هر دو تقدیر جهان کاف و نونحرکت از لا زاید از الا سکون
تا نه رمز لااله آید بدستبند غیر الله را نتوان شکست
در جهان آغاز کار از حرف لاستاین نخستین منزل مرد خداست
ملتی کز سوز او یک دم تپیداز گل خود خویش را باز آفرید
پیش غیر الله «لا» گفتن حیاتتازه از هنگامهٔ او کائنات
از جنونش هر گریبان چاک نیستدر خور این شعله هر خاشاک نیست
جذبهٔ او در دل یک زنده مردمی کند صد ره نشین را ره نورد
بنده را با خواجه خواهی در ستیزتخم «لا» در مشت خاک او بریز
هر کرا این سوز باشد در جگرهولش از هول قیامت بیشتر
لا مقام ضربهای پی به پیاین غو رعد است نی آواز نی
ضرب او هر «بود» را سازد «نبود»تا برون آئی ز گرداب وجود
با تو میگویم ز ایام عربتا بدانی پخته و خام عرب
ریز ریز از ضرب او لات و مناتدر جهات آزاد از بند جهات
هر قبای کهنه چاک از دست اوقیصر و کسری هلاک از دست او
گاه دشت از برق و بارانش بدردگاه بحر از زور طوفانش بدرد
عالمی در آتش او مثل خساین همه هنگامه «لا» بود و بس
اندرین دیر کهن پیهم تپیدتا جهانی تازه ئی آمد پدید
بانگ حق از صبح خیزیهای اوستهر چه هست از تخم ریزیهای اوست
اینکه شمع لاله روشن کرده انداز کنار جوی او آورده اند
لوح دل از نقش غیر الله شستاز کف خاکش دو صد هنگامه رست
همچنان بینی که در دور فرنگبندگی با خواجگی آمد به جنگ
روس را قلب و جگر گردیده خوناز ضمیرش حرف «لا» آمد برون
آن نظام کهنه را برهم زد استتیز نیشی بر رگ عالم زد است
کرده ام اندر مقاماتش نگهلا سلاطین ، لا کلیسا ، لا اله
فکر او در تند باد «لا» بماندمرکب خود را سوی «الا» نراند
آیدش روزی که از زور جنونخویش را زین تند باد آرد برون
در مقام «لا» نیاساید حیاتسوی الا می خرامد کائنات
لا و الا ساز و برگ امتاننفی بی اثبات مرگ امتان
در محبت پخته کی گردد خلیلتا نگردد لا سوی الا دلیل
ایکه اندر حجره ها سازی سخننعره لا پیش نمرودی بزن
این که می بینی نیرزد با دو جواز جلال لا اله آگاه شو
هر که اندر دست او شمشیر لاستجمله موجودات را فرمانرواست