گنج

بخش ۳۶ - احوال دوشیزهٔ مریخ که دعوی رسالت کرده

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۲ بیت
در گذشتیم از هزاران کوی و کاخبر کنار شهر میدان فراخ
اندر آن میدان هجوم مرد و زندر میان یک زن قدش چون نارون
چهره اش روشن ولی بی نور جانمعنی او بر بیان او گران
حرف او بی سوز و چشمش بی نمیاز سرور آرزو نامحرمی
فارغ از جوش جوانی سینه اشکور و صورت ناپذیر آئینه اش
بیخبر از عشق و از آئین عشقصعوهٔ رد کردهٔ شاهین عشق
گفت با ما آن حکیم نکته دان«نیست این دوشیزه از مریخیان
ساده و آزاده و بی ریو و رنگفرز مرز او را بدزدید از فرنگ
پخته در کار نبوت ساختش،اندرین عالم فرو انداختش
گفت نازل گشته ام از آسماندعوت من دعوت آخر زمان
از مقام مرد و زن دارد سخنفاش تر می گوید اسرار بدن
نزد این آخر زمان تقدیر زیستدر زبان ارضیان گویم که چیست»