شمارهٔ ۸۸
علاج عاشق مسکین حبیب میداندکه داروی دل غمگین طبیب میداند
غریب نیست اگر حال ما نمیدانیکه حال زار غریبان غریب میداند
غمی که میکشم از درد دوست میدانمکه درد دوری گل عندلیب میداند
تو لذت غم عشق حبیب کی دانیکسی که دارد از این غم نصیب میداند
دلی که عاشق رخسار دلبری باشدعذاب دیدن روی رقیب میداند
ز من بپرس تو آداب عشق نی ز فقیهاز آنکه علم و ادب را ادیب میداند
سواد دیده کند از بیاض شعر حسینکسی که حسن مدیح و نسیب میداند