گنج

شمارهٔ ۸۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارمنامد۷ بیت
نگار سرو قد گل‌عذار من آمدقرار جان و دل بی‌قرار من آمد
مرا ز طعنهٔ خلق و ز جور دور فلکچه غم کنون که بت غمگسار من آمد
مهی که از بر من رفته بود چندی وقتز سیر چرخ کنون بر کنار من آمد
سزد که بیش ننالم ز ریش نیش جفاکنون که مرهم جان فکار من آمد
چه احتیاج مرا بعد از این به سرو و چمنکنون که سرو قد گل‌عذار من آمد
هزار شکر که بار دگر به رغم حسودمراد خاطر امّیدوار من آمد
رسید یار و حسین شکسته می‌گویدچه غم ز دشمنم اکنون که یار من آمد