گنج

شمارهٔ ۴۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: الانگیخت۷ بیت
به یک لطیفه که دوشینه ذوالجلال انگیختمیان ما و تو بنگر که چون وصال انگیخت
چه لطف بود که دور سپهر از سر مهرمیان مشتری و ماه اتصال انگیخت
هزار طایر جان را شکار کرد رختچو دام و دانه مشکین ز خط و خال انگیخت
غلام قدرت آنم که از کمال کرمجمال روی تو در غایت جلال انگیخت
چو بر صحیفه دل نقش بند فکرت منمثال پیکرت ای ماه بی‌مثال انگیخت
خط از بنفشه رخ از لاله قد ز سرو سهیدهن چو شکر شیرین لب از زلال انگیخت
حسین اگر چه خیالی شود ز ضعف رواستچو نقش حسن تو در صفحه خیال انگیخت