شمارهٔ ۳۸
ای لعل دلپذیر تو سرمایه حیاتای روی بی نظیر تو خورشید کائنات
رفتی ز پیش دیده و مردم ز هجر توآری فراق روح بود موجب ممات
چندان گرفت آتش عشقت دلم که شدبا دل بلای عشق تو بس خوشتر از نجات
از عشق تست درد خوش آینده چون دواوز دست تست زهر گوارنده چون نبات
در آرزوی دیدن رویت همی شودهر دم ز چشمه های دو چشمم روان فرات
چشم مودت از تو ندارم از آنکه توچون دهر بیوفائی و چون عمر بی ثبات
بوی وفا رسد بمشام وصال منگر بگذری بتربت من از پس وفات
تا چند از فراق تو سوزد دل حسینای سرو ماه پیکر و حور ملک صفات