گنج

شمارهٔ ۳۶

قافیه: است۹ بیت
عید در موسم نوروز بسی روح افزاستروح جانبخش ریاحین چمن راحت زاست
موسم عیش و زمان طرب آمد لیکنبر دل سوختگان هر نفسی داغ بلاست
عندلیب چمن از ناله نمی آسایدمگر او نیز چو من از گل صد برگ جداست
روز نوروز محبان اثر طلعت دوستعید عشاق وفا پیشه تجلی لقاست
کیمیای نظر اهل وفا جوی ای دلکه مراد از دو جهان یک نظر اهل وفاست
خاک این در شو اگر ذوق و صفا میطلبیزانکه این منزل جان بر در اصحاب صفاست
اگر این صومعه با روضه کند دعوی حسنپیش اهل نظرش از در و دیوار گواست
در پس پرده تو ای دوست جهان میسوزیپرده چون برفکنی طاقت دیدار که راست
خانمان سوختگانیم که ما را چو حسینسوختن از غم تو به ز بهشت اعلاست