گنج

شمارهٔ ۱۹۱

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انگفتن۷ بیت
نتوان لعل فرح بخش ترا جان گفتنکانچه آید بدهان پیش تو نتوان گفتن
عارضت را که بر او مهر فلک دربان استروشن است اینکه نیارم مه تابان گفتن
قامتت را که از او طوبی و جنت خجل استراستی را نتوان سرو خرامان گفتن
گفتم از طره خال تو پریشان حالمگفت باری ز تو عیب است پریشان گفتن
گفتمش از تو فراوان غم و محنت دارمگفت حاصل چه از این هرزه فراوان گفتن
آخر ای دوست که با محنت و درد تو مرانیست حاجت سخن راحت و درمان گفتن
آشکارا چو مرا سوخته ای همچو حسینتا به کی با دگری قصه پنهان گفتن