گنج

شمارهٔ ۱۵۳

قافیه: انروم۷ بیت
روزی که من بداغ غمت از جهان رومبد مهرم ار ز کوی تو سوی جنان روم
در چشم من چو خار نماید گل چمنبی تو ز بوستان بسوی دوستان روم
در هر طرف گلی است هوا جوی بلبلیمن بلبلی نیم که بهر گلستان روم
از تو حجاب من همگی از من است و بسبرخیزد این حجاب چو من از میان روم
جانم نشانه ساز و در او تیر غم نشانباشد بدین نشانه بر بی نشان روم
من مرغ عالم ملکوتم عجب مداربا بال عشق گر بسوی آسمان روم
بگشا حسین پای دل و جان ز قید تنتا من شبی بجانب آن جان جان روم