گنج

شمارهٔ ۶۷

سر تا قدم به آب حیاتت سرشته‌انددل‌ها مثال نقش تو بر جان نبشته‌اند
گر زاهدان صومعه بینند صورتتعاشق شوند بر تو وگر خود فرشته‌اند
رویی چنین به حسن و لطافت ندیده‌امزین نوع گل دگر به جهان در نکشته‌اند
چون آمدی به منزل دنیا که از بهشتخوبان نازنین را بیرون نهشته‌اند
مست شبانه بود همام از شراب عشقآن صبح‌ها که طینت آدم سرشته‌اند