گنج

شمارهٔ ۵۰

یاد باد آن راحت جان یاد بادعاشقان را عهد جانان یاد باد
چون تماشا را به سروستان رویمقد آن سرو خرامان یاد باد
غنچه‌های گل چو آید در نظرآن لب شیرین خندان یاد باد
ما به جان با دوست پیمان بسته‌ایمجاودانش آب حیوان یاد باد
روشنی کز روز وصلش یافتمدر شب تاریک هجران یاد باد
مهر با رویش به جان ورزیده‌اممهربان را مهربانان یاد باد
تا زبان گویاست می‌گوید همامبلبلان را از گلستان یاد باد