شمارهٔ ۲۱
خانه امروز بهشت است که رضوان اینجاستوقت پروردن جان است که جانان اینجاست
نیست ما را سر بستان و ریاحین امروزنرگس مست و گل و سرو خرامان اینجاست
خبری از دل ضایع شدۀ زندانیباز پرسید که آن سرو خرامان اینجاست
من ز غیرت شوم آتشکدهای گر یابدآگهی خضر که اسکندر خوبان اینجاست
شکر از مصر به تبریز میارید دگرکان شکر را چه محل این شکرستان اینجاست
هر که او را ادب مجلس شاهان نبودگو بدین در مگذارید که سلطان اینجاست
بندگی را کمر امروز ببندید به جانچون نبندیم میان یوسف دوران اینجاست
چشم و ابروی تو کردند اشارت به همامکه از این حسن و ملاحت بگذر کان اینجاست
ماه خود کیست ندارم سر خورشید فلکسایه لطف خدا روح دل و جان اینجاست