شمارهٔ ۱۶
بوی خوشت همره باد صباستآنچه صباراست میسر که راست
دوش چو بوی تو به گلزار بردنالۀ مرغان سحرخوان بخاست
گل چو نسیم تو شنید از صباگفت که این بوی بهشت از کجاست
ای گل نوخاسته آگه نهایکاین اثر بوی دلارام ماست
دست من و دامن باد صباناز پی زلف نگارم چراست
باد کجا لایق سودای اوستعشق و هوا هر دو به هم نیست راست
صحبت آیینه نخواهد همامدر نظرش گرچه سراسر صفاست