گنج

شمارهٔ ۱۰۴

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: اننروید۸ بیت
چون قامت تو سروی در بوستان نرویدچون عارض تو یک گل در گلستان نروید
گر باد بوی زلفت گرد چمن برآردیک برگ گل ز شاخی بی بوی جان نروید
تا وصف چشم مستت گویند پیش نرگساز خاک تیره سوسن بی صد زبان نروید
گل گر دهان گشاید بی باد رویت او رارخساره لعل نبود گر در دهان نروید
بر هر زمین که افتد عکسی ز چهره توجز لاله برنیاید جز ارغوان نروید
در خاک گر بمالم رخسار زرد خود رازان خاک تا قیامت جز زعفران نروید
ز اشکم گیه بروید از قامت تو یک شببر جویبار چشمم سرو روان نروید
از جویبار وصلت یک گل نچیده‌ام منگویی ندید چشمم یا در جهان نروید