گنج

شمارهٔ ۷۴ - و له

اگر آن یار یار من باشدمونس روزگار من باشد
بیم باشد که از میان بروماگر او در کنار من باشد
اختیار جهانیان است اولاجرم اختیار من باشد
روی محبوب و زلف مشک افشانسنبل و نوبهار من باشد
گه بود عمر و زندگانی منگه خداوندگار من باشد
گر به کارم نظر کند دلبردر جهان کار کار من باشد
پرده بر خویش پاره پاره کنمگر نه او پرده دار من باشد
حیدر این شعر تر که می‌گویدسخنش یادگار من باشد