شمارهٔ ۷۰ - و له ایضا
ساقی بیا و جام طرب پرشراب کنبیدار باش و دیدهٔ غفلت به خواب کن
ای آفتاب کشور خوبی! به وقت صبحخاطر منور از می چون آفتاب کن
گر بایدت شراب، بیا خون من بخورور بایدت کباب، دلم را کباب کن
گفتم بر طبیب که زارم ز دور چرخگفتا دوای خویش ز دور شراب کن
معشوق و جام می به دعا می کنم طلبیارب دعای من به کرم مستجاب کن
حیدر! ز چنگ زلف چو چنگش به هر مقاماز سوز سینه ناله ز دل چون رباب کن
دردانه با من است، ازین غصه، مدعی!رو همچو بحر دیده ز حسرت پر آب کن