شمارهٔ ۵۶ - مدح شیراز
دلم ز خطهٔ شیراز و قوم او شادستکه بِهْ ز خطهٔ مصر و دمشق و بغدادست
به هر طرف که روم دلبری شکردهن استبه هرکجا نگرم لعبتی پریزادست
طواف خطهٔ شیراز میکنم شب و روزکه همچو کعبه عزیز و لطیفبنیادست
چو یار حورْوَشَم با شراب دست دهدبه لالهزار خرامم که جنتآبادست
درآ به باغ ملک، بند غم ز دل بگشاببین که لالهعذارم چو سرو آزادست
بیا که جنت و کوثر مصلی و رکنی استببین که باغ ارم باغ جعفرآبادست
مگر که خسرو شیریندهن نمیداندکه شور شکر شیرین ز سوز فرهادست؟
در آب و آتش عشقش چگونه خاک شومکه خاکساری من در هوای او بادست
نمیخورد غم دنیا و آخرت حیدردلش به شادی وصل تو در جهان شادست