گنج

شمارهٔ ۳۲ - و له ایضا

با زلف چو شامش نفس باد صبا چیستبا چین گره بر گرهش مشک خطا چیست
ای یار مخالف شده! در موسم نوروزعشاق جگرسوخته را برگ و نوا چیست
جان من سرگشته ی بی طاقت و آرامچون ذره ز خورشید تو در بند هوا چیست
جز واقف اسرار نداند به جهان کسکز وصل تو امید من بی سر و پا چیست
گفتم که ز مهر تو وفایی به غریب استگفتا همه جورست و جفا، مهر و وفا چیست
گفتم به دعا می طلبم بوسه ز لعلتگفتا چو زرت نیست مگو یاوه، دعا چیست
گفتا چه کسی بر در ایوان وصالمگفتم شه خوبان خطا، بنده، دغا چیست
خواهد که برآید چو کمر گرد میانشهر کس که ببیند که در آن زیر قبا چیست
حیدر که دم از چین سر زلف بتی زددر پیش نسیم سخنش مشک خطا چیست؟