بخش ۶ - در منقبت حضرت شاه اولیا علیهالسلام
در دریای سرمدست علیجانشین محمدست علی
اسدالله سرور غالبشاه مردان علی ابوطالب
هر که با شیر حق زند پنجهپنجهٔ خویشتن کند رنجه
ساقی شیرگیر سرمستانزیر دستش همه زبردستان
در کف انگشت او کلیدی بوددر خیبر به آن کلید گشود
وز سر ذوالفقار آن فیاضرشتهٔ کفر را شده مقراض
تا نجف به هر گوهرش صدفستریگ صحرای او در نجفست
زیب این گلشن از جمال علیستگل این باغ رنگ آل علیست
بود عمزاده رسول خداچون رسول از خدا نبود جدا
چون دو کس ابن عم یکدگرندچون دو فرزند کان ز یک پدرند
پدران در نسب برابر همپسران در حسب برابر هم
گه سر خصم را جدا کردهگه سر خویش را فدا کرده
هر شهی وقت بزم زر بخشدشاه ما روز رزم سر بخشد
کرم خلق بخشش درمستگر کسی سر فدا کند کرمست
همه سرها فدای او باداهمه شاهان گدای او بادا