گنج

شمارهٔ ۸۹

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارشدباعث۸ بیت
مرا بباده، نه باغ و بهار شد باعثبهار و باغ چه باشد؟ که یار شد باعث
رسیده بود گل، آن سرو هم بباغ آمدبیار می، که یکی صد هزار شد باعث
نبود ناله مرغ چمن ز جلوه گللطافت رخ آن گلعذار شد باعث
اگر بمیکده رفتیم عذر ما بپذیرکه باده خوردن ما را خمار شد باعث
اگر ز کوی تو رفتیم اختیار نبودفغان و ناله بی اختیار شد باعث
گر از تو یک دو سه روزی جدا شدیم مرنجکه گردش فلک و روزگار شد باعث
قرار در شکن زلف یار خواهم کردبدین قرار دل بیقرار شد باعث
بمجلس تو هلالی کشید طعن رقیبگل وصال تو بر زخم خار شد باعث