گنج

شمارهٔ ۸۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: نت۷ بیت
نا دیده میکنی، چو فتد دیده بر منتجانم فدای دیدن و نادیده کردنت
فردا، که ریزه ریزه شود تن بزیر خاکبرخیزم و چو ذره درآیم ز روزنت
با آنکه رفت روشنی چشمم از غمتدارم هنوز دوست تر از چشم روشنت
گر میکشی، نمیروم از صید گاه تودست منست و حلقه فتراک توسنت
بر دامن تو باده گلگون چکیده استیا خون ماست آنکه گرفتست دامنت؟
مستی و گردنی چو صراحی کشیده ایخوش آنکه دست خویش در آرم بگردنت
دیگر ترا چه باک، هلالی، ز دشمنان؟کان ماه با تو دوست شد و مرد دشمنت