گنج

شمارهٔ ۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ارمتورا۷ بیت
ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو رادشمن جانی و از جان دوست‌تر دارم تو را
گر به صد خار جفا آزرده سازی خاطرمخاطر نازک به برگ گل نیازارم تو را
قصد جان کردی که یعنی دست کوته کن ز منجان به کف بگذارم و از دست نگذارم تو را
گر برون آرند جانم را ز خلوتگاه دلنیست ممکن، جان من، کز دل برون آرم تو را
یک دو روزی صبر کن، ای جان بر لب آمدهزان‌که خواهم در حضور دوست بسپارم تو را
این چنین کز صوت مطرب بزم عیشت پر صداستمشکل آگاهی رسد از ناله‌ی زارم تو را
گفته‌ای خواهم هلالی را به کام دشمناناین سزای من که با خود دوست می‌دارم تو را