گنج

شمارهٔ ۲۹۳

ای پریچهره من، چند نشینی بکسان؟دامن چون تو گلی حیف که گیرند خسان!
ماه من، چند باغیار کنی هم نفسی؟تیره شد آینه لطف تو زین هم نفسان
پیش هر سفله بشیرین سخنی لب مگشاشکرستان تو حیفست بکام مگسان
تکیه بر عشق جوانان هوسناک مکنکه بغیر از هوسی نیست درین بوالهوسان
سوخت بیچاره هلالی ز جفاهای رقیبچاره اش وصل حبیبست، خدایا، برسان!