گنج

شمارهٔ ۲۳۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اسشدم۵ بیت
ز پیر میکده عمری در التماس شدمکه خاک درگه دیر فلک اساس شدم
غم مرا بغم دیگران قیاس مکنکه من نشانه غمهای بی قیاس شدم
مرا ز حسن تو صنع خدای ظاهر شدترا شناختم، آنگه خداشناس شدم
سپاس عید بود پاس نقل و باده و جامهزار شکر که مشغول این سپاس شدم!
پلاس فقر، هلالی، لباس فخر منستمن از برای تفاخر درین لباس شدم