گنج

شمارهٔ ۲۲۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انشدهام۷ بیت
عجب شکسته‌دل و زار و ناتوان شده‌ام!چنان که هجر تو می‌خواست، آنچنان شده‌ام
تو آفتابی و من ذره، ترک مهر مکنکه در هوای توام، گر بر آسمان شده‌ام
به گفت‌وگوی تو افسانه گشته‌ام همه‌جابه جست‌وجوی تو آواره جهان شده‌ام
خدای را، دگر، ای باد، سوی من مگذرکه من به کوی کسی خاک آستان شده‌ام
چه گویم از تن بیمار و کنج محنت خویش؟به تنگنای لحد مشت استخوان شده‌ام
دلم ز شادی عالم گرفته است ولیغمی که از تو رسیده است شادمان شده‌ام
از آن شده است، هلالی، دلم شکاف‌شکافکه ناوک غم و اندوه را نشان شده‌ام