شمارهٔ ۱۵۰
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رخود۷ بیت
کاکل ز چه بگذاشته ای تا کمر خود؟مگذار بلاهای چنین را بسر خود
رفتار ترا، گر ملک از عرش ببیندآید بزمین فرش کند بال و پر خود
چشم تو نهان یک نظر از لطف بینداختما را ز چه انداخته ای از نظر خود؟
دیروز ز حال همه عالم خبرم بودامروز چنانم که: ندارم خبر خود
در عشق تو از من اثری بیش نماندستنزدیک شد آن دم که نیابم اثر خود
من کشته شوم به که جدا افتم از آن درزارم بکش و دور میفگن ز در خود
دور از تو چه گویم: بچه حالست هلالی؟درمانده بدرد دل خونین جگر خود