شمارهٔ ۱۴۸
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: یدنچهبود۷ بیت
دی به راهم دیدن و آنگاه نادیدن چه بود؟روی گردانیدن و از راه گردیدن چه بود؟
گر نه در دل داشتی کز رشک گریم زار زارپیش من رخ در رخ اغیار خندیدن چه بود؟
خواستی کز ساغر حسرت خورم خون جگرور نه در بزم رقیبان جرعه نوشیدن چه بود؟
من نمی دانم که این خشمِ ترا تقریب چیست؟خود بگو آخر که: بی تقریب رنجیدن چه بود؟
دوش در کویت به بیماری فگندم خویش راتا نگویندم که: شب تا روز نالیدن چه بود؟
خانهٔ اغیار را پرسید و من مُردم ز رَشکدوستان، پرسید زو کین خانهپرسیدن چه بود؟
بی مهِ رویش، هلالی، زار گشتی عاقبتبا چنین نامهربانی مهر ورزیدن چه بود؟