گنج

شمارهٔ ۱۱۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ویتومیکشد۷ بیت
زان دل به جانب سگ کوی تو می‌کشدکو دامنم گرفته، به سوی تو می‌کشد
دانی چرا به دامنت آویخته دلم؟خود را به این بهانه به کوی تو می‌کشد
صاحبدلی، که یافت سررشتهٔ مرادسررشته‌اش به حلقه موی تو می‌کشد
فارغ ز بوی غالیه جعد سنبلمخاطر به جعد غالیه‌بوی تو می‌کشد
ای ترک مست، این همه سنگ جفا مزنبر دل شکسته‌ای، که سبوی تو می‌کشد
بر عاشقان بلاست جفای تو و دلمچندین بلا ز تندی خوی تو می‌کشد
دور از رخت کشید هلالی هزار آهآه! این چه‌هاست کز غم روی تو می‌کشد؟