بخش ۵ - در منقبت شاه سوار عرصهٔ لافتی سلام اللّه علیه
بر تارک خصم شاه مرداناین خامه پلارکی است برّان
کلکی که به دستم استوار استدر دست علی چو ذوالفقار است
طغراکِش نامه ٔ فصاحتلیلی وش حجلهٔ ملاحت
زو گشته سخن به نام و ناموسهر صفحه ازوست، بال طاووس
با خسته دلان، دم مسیحاستبا لعبتیان عصای موساست
در جدول او، زلال نیل استدر دیدهٔ قبطیان چو میل است
دستان زن باستان فسانهگویندهٔ باربد ترانه
ریزد، شکرین رطب ز نخلشپرورده به شهد، امیر نحلش
یعسوب جهان، علیّ عالیکز حق به دو عالم است والی
در پنجهٔ قهرِ شیرگیرشگردون چه و کید گرگ پیرش؟
شاهنشه کشور امامتپیرایهٔ مسند کرامت
تمثال نخست کلک تقدیرنیکوتر ازو نیافت تصویر
همراز نبی زخامهٔ کنگر گل دو بود، یکیست گلبن
مهر جم و نیر طلوعشدر سجدهٔ خاتم رکوعش
داراییِ کوی آب و گل چیست؟در خورد سگانش، ملک دل نیست
مجنون رهش به طیّ منزلبر بختی عقل، بسته محمل
نامش مفتاح قفل دلهامهرش، گلریز آب و گلها
از جرم گران ندارم اندوهپشتم ز ولای اوست بر کوه
فردا هم ازین نهفته مأوایکز خواب گران هوش فرسای
بیدارکنند، دیدهٔ بختدر ظلّ لوای او کشم رخت
سر، ناصیه سای خاک پایشجان زنده مباد بی ولایش
بر جبههٔ هرکه داغ او نیستروشن رهش از چراغ او نیست
او داند و بخت خوابناکشدر روزن دیده باد خاکش
بگذار حزین، فسانهٔ خویشوین باربدی ترانهٔ خویش
کلکت نبود سزای حمدشبگذار ز کف لوای حمدش
این پرده سرود خسروی نیستای بی ادب، این سبک روی چیست؟
جایی که سخن نه در حساب استخاموش که خامشی صواب است