گنج

بخش ۱۶ - حکایت از تاریخ دهقان در صعوبت صحبت احمقان

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۳ بیت
رقم کرده با نوک کلک دبیربه نامه، جهاندیده دهقان پیر
که از عهد شیث و کیومرث و جمچنین است رسم ملوک عجم
که چون خشم گیرند بر عاقلاننشانندشان همسرِ جاهلان
غضب چون نمایند بر بخردیبه زندان کنند اندرش با ددی
نه آن دد که مردم دری کار اوستهمان دد که از مردم سفله خوست
بتر زین نباشد عذابی الیمکه با احمقی همسر افتد حکیم
کریمی که جفت لئیمان شودبرو سختی مردن آسان شود
ازین است کز سرور کایناتجهان معانی، علیه الصّلات
چنین است فرمان که باشد سه تنسزای ترحّم، به دور زمَن
عزیزی که چرخش به خواری کشدتوانگر که از فقر تلخی چشد
سیم بخردی کز جفای سپهرشود سُخرهٔ جاهل دیو چهر
خدای کرم گستر ذوالجلالنیوشندهٔ راز و دانای حال
مرا زین سه محنت رهایی دهدوزین بستگی، دلگشایی دهد