گنج

بخش ۱۰ - صفت اسب

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۰ بیت
خرامنده کوهی، فلک پیکریشتابنده ابری، گران لنگری
به جستن، ز برق دمان گرمتربه رفتن، ز آب روان نرمتر
به سوی فرازی که بالا رودعنان بر عنانِ ثریّا رود
نشیبی چو آید ورا پیش پاچنان اندر آید، که تیر قضا
چو خور را به چوگان سم، گو کندخور از خوشدلی، رقص پهلو کند
چو ایام بدخواه آید به سررسد بر سرش از اجل پیشتر
عنان کش شود گاه تندی چنانکه راز نهان بر لب رازدان
دمی تا فلک چون نگه طی کندصبا را چو نقش قدم، پی کند
یکی بُرز بالاست، گردون شکوهزمین از فشار سُم او ستوه
سرِ کوه البرز را زاشُتُلمفرو کوبد از گرز پولاد سُم