گنج

شمارهٔ ۳۰ - در تاریخ فوت فاضل بزرگ، شیخ عبدالله گیلانی(رحمهٔ الله علیه)

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انرفت۱۰ بیت
افسوس که صاحبدل دانا ز جهان رفتنی نی غلطم، بلکه جهان را دل و جان رفت
پیرایه دِهِ صورت و آرایش معنیمرآت دل و دیدهٔ صاحب نظران رفت
یکتاگهر بحر فضیلت که ز عزتتا ساحل قدس، از صدف کون و مکان رفت
شد دوستیِ آل نبی کشتیِ نوحشاز موج خطر، در کنف امن و امان رفت
زین غمکده، تا مصطبهٔ قدس، خرامیدزین کلبهٔ ویرانه به روضات جنان رفت
بر خویش اگر جهل ببالد عجبی نیستدانای زمن، فخر زمین، خیر زمان رفت
از خاک برآور سری، ای نخل خمیدهیک بار ببین، بی تو چه بر پیر و جوان رفت
نبود خبرت،گر ز دل خون شدهٔ مابنگر که چه از دیدهٔ خونابه فشان رفت
زین واقعهٔ صعب جهان را دل و جان رفتزین غصّه ٔ جانکاه، ز دل تاب و توان رفت
چون مردمک چشم جهان بود ز عرفانگفتم پی تاریخ که بینش ز میان رفت