شمارهٔ ۲۴ - در پاسخ نامهٔ مشتاقانهٔ شاه طهماسب ثانی که او را به همراهی خود دعوت کرده بود
ای صاحبی که از اثر رنگ و بوی توخون کرشمه، در جگر گلستان کنم
گنجینهٔ ضمیر گشایم به مدح تودست و دل نیاز، جواهر فشان کنم
صد گلستان بوسهٔ شرم از لب نیازخواهم نثار راه تو ای خرده دان کنم
گر خامه ریزد از کف جود تو رشحه ایابر بهار را ز حیا خوی فشان کنم
هر جا حدیث پنجهٔ خصم افکنت شوداز طعنه، نی به ناخن شیر ژیان کنم
از اعتدال طبع تو گر سر کنم سخنصدگل به دامن تهی مهرگان کنم
نگذاشت جوش رعشه خجلت،کف مراتا خامه در ثنای تو، رطب اللّسان کنم
ازگردش زمانه ناساز، شد ضرورچندی، وداع بزم تو ای قدردان کنم
از صبر، می زند دل مغرور لاف هاخواهم که خویش را به فراق امتحان کنم