گنج

شمارهٔ ۹۳

فصل بهار عشق و تماشای اشک ماستچشم سفید ما، کف دریای اشک ماست
مستی که پشت پا به جهان خراب زدطوفان سیل بادیه پیمای اشک ماست
بر کف گرفته کاسهٔ دریوزه، از صدفدریا گدای گوهر والای اشک ماست