شمارهٔ ۸۷
آشفته چو من نبود، سنبل به گلستانهاشوریده سرم دارند، این طرّه پریشانها
شرح غم دل گوید، پروانه به خاموشیبلبل به چمن سنجد، این پرده به دستانها
شور لب محبوبان، افزود ز عشق منحق نمکی دارد، داغم به نمکدانها
لیلیکدهٔ دل را، گر راه نکردی گمبیهوده نمیگشتی، مجنون به بیابانها