گنج

شمارهٔ ۸۰

داغ است و سینه در عشق، صبح و ستاره ماخورشید سر برآورد، از جیب پارهٔ ما
از ناوک نگاهت، خاطر نشد تسلّیبگذشت غافل از دل، مست گذارهٔ ما