گنج

شمارهٔ ۵۲

ز دورم دید، اجازت داد عزم جان فشانی رانگاهش زود می فهمد، زبان بی زبانی را
فرامش کاریش تعلیم دادم از سبکروحیکه زود از خاطر او رفتم و بردم گرانی را
نسیم آسا، امان از آفت واماندگی داردتواند گر کسی برداشت، بار ناتوانی را