گنج

شمارهٔ ۴۶

اگر بینم شبی در خواب، روز خردسالی رابه عمری، می کنم تعبیر این خواب خیالی را
شه آراید به چشم ناقصان تمثال خالی رانمود رنگ و بو از پشم باشد شیر قالی را
به هم طومار زلف یار را، مشّاطه می پیچددل من، گرگشاید دفتر آشفته حالی را