گنج

شمارهٔ ۴۴

مردان کنند خوش، غم و هجر همیشه راآب بقاست آتش تب، شیر بیشه را
گر بحر ریزیش به گلو، العطش زندجایی که نخل حرص فروبرد ریشه را