گنج

شمارهٔ ۳۴

از آن روزی که گم کردم، سراغ آرمیدن رانشان جاده دانم، موج دریای تپیدن را
به هر گلشن که بگشایم لب رنگین نوا، بلبلکند نازکتر از گل، پرده گوش شنیدن را
نسازد شهربند عقل، صید حلقهٔ داممغزالان یاد دارند از من مجنون رمیدن را