گنج

شمارهٔ ۳۳۵

بی‌داغ عشق، بر در دل‌ها چه می‌روی؟اهل نظر نیی، به تماشا چه می‌روی؟
کام نخست سوخت نفس، برق خام راای نوسفر، تو بر اثر ما چه می‌روی؟
جز نقد جان، بها نپذیرد متاع حسندر چارسوی مصر، به سودا چه می‌روی؟